تساعی
مترادفها
تلاش، کوشش، سعی، تکاپو
متضادها
سستی، تنبلی
لغت نامه دهخدا
تساعی.[ ت ُ ی ی ] ( ع ص ) کامل کننده عدد نه را. ( ناظم الاطباء ). دارای نه تایی. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ): التساعی ذوالتسعة من کل شی ٔ. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
کامل کننده عدد نه را. دارای نه تایی.