تزوید
مترادفها
تأمین، تهیه، عرضه
متضادها
محروم کردن، سلب کردن، قطع کردن
لغت نامه دهخدا
تزوید. [ ت َزْ ] ( ع مص ) توشه دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). عطا کردن زاد. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
فرهنگ فارسی
توشه دادن.