تزغیب

لغت نامه دهخدا

تزغیب. [ ت َ ] ( ع مص ) باکنده مویه «؟» شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). موی ریزه زرد برآوردن چوزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). موهای زرد برآوردن جوجه. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

فرهنگ فارسی

یا کنده مویه شدن موی ریزه زرد بر آوردن چوزه.

اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز