تریاکدار
مترادفها
معتاد
لغت نامه دهخدا
تریاکدار. [ ت َ / ت ِرْ ] ( نف مرکب ) دارنده تریاک بمعنی پادزهر. کسی که تریاق دارد:
بدین بنده پاسخ چنین داد شاه
ز تریاک دار و ز تریاک خواه
که گر مار گشته بمیرد بزهر
نیابد از آن مرد تریاک بهر.( شاهنامه ج 4 ص 1995 ).چنین داد پاسخ وراشهریار
که خونیست آن مرد تریاکدار.فردوسی ( شاهنامه ج 4 ص 1994 ).
فرهنگ فارسی
دارنده تریاک بمعنی پادزهر کسی که تریاق دارد.
جمله سازی با تریاکدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی از داروهای قدیمی که دارای خواص تسکیندهنده بودند، استفاده از مواد تریاکدار به عنوان یک روش رایج برای کاهش درد دیده میشد.
💡 بررسیهای آزمایشگاهی نشان داد که برخی از عصارههای گیاهی تریاکدار میتوانند تأثیرات مستقیم و قدرتمندی بر سیستم عصبی مرکزی انسان داشته باشند.
💡 توجه به میزان مواد تریاکدار در ترکیبات دارویی بسیار حیاتی است، زیرا استفاده بیش از حد از آنها میتواند منجر به اعتیاد شود.