واژه «تَدَحّی» یک فعل و مصدر عربی است که از ریشه «دَحْو» گرفته شده و در منابع لغوی به معنای گسترده شدن، پهن شدن و وارفتن به هر طرف به کار میرود. این واژه حالتی را توصیف میکند که در آن چیزی یا کسی از حالت جمعشدگی و انقباض خارج شده و به صورت گسترده و رها در یک فضا قرار میگیرد. در کاربردهای زبانی، «تدحی» بیشتر برای بیان حالت دراز کشیدن یا پهن شدن انسان در فضای باز و وسیع استفاده شده است، به گونهای که بدن در آرامش کامل و بدون جمعکردن اعضا قرار میگیرد. در برخی متون قدیمی آمده است که وقتی گفته میشود «نام فلان فتدحی»، منظور این است که شخص در حالی که در فضای باز خوابیده، به صورت کاملاً راحت و گسترده دراز کشیده است. این واژه علاوه بر معنای فیزیکی، گاهی به صورت استعاری نیز به کار رفته و میتواند بیانگر رها شدن یا گسترده شدن یک حالت یا وضعیت باشد. در متون لغوی مانند تاجالعروس، بر مفهوم «اضطجاع فی سعة الارض» تأکید شده که همان دراز کشیدن در فضای وسیع و باز است. از نظر معنایی، «تدحی» با مفاهیمی مانند گستردگی، آرامش بدن و رها شدن از انقباض ارتباط مستقیم دارد. این واژه نشاندهنده حالتی طبیعی از آسودگی جسمی است که در آن فرد بدون محدودیت در فضا قرار میگیرد. در نتیجه، این اصطلاح هم در معنای لغوی و هم در کاربرد توصیفی برای بیان گستردگی و پهن شدن به کار میرود. در مجموع، «تدحی» به معنای وارفتن، گسترده شدن و دراز کشیدن در فضای وسیع و آزاد است که حالت رهایی و آرامش کامل را بیان میکند.
تدحی
لغت نامه دهخدا
تدحی. [ ت َ دَح ْ حی ] ( ع مص ) ( از «دح ی » ) وارفتن بهر طرف. ( منتهی الارب ). تبسط. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ) ( متن اللغه ) ( تاج العروس ). یقال: نام فلان فتدحی؛ ای اضطجع فی سعة من الارض. ( تاج العروس ).
فرهنگ فارسی
وا رفتن بهر طرف