تدثین

مترادف‌ها

دفن کردن، خاک کردن

متضادها

نبش قبر، بیرون آوردن

لغت نامه دهخدا

تدثین. [ ت َ ] ( ع مص ) پریدن و بشتاب فرودآمدن مرغ جای جای متقارب. ( منتهی الارب ). پریدن مرغ و بشتاب فرودآمدن جای جای نزدیک بهم. ( ناظم الاطباء ). || آشیان گرفتن مرغ در درخت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط