تخسیه

لغت نامه دهخدا

( تخسیة ) تخسیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) ( از «خ س و» ) طاق و جفت بازیدن به گردکان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).

فرهنگ فارسی

طاق و جفت بازیدن بگردکان.

جمله سازی با تخسیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مدیریت دامداری‌های بزرگ، فرآیند تخسیه حیوانات باید با رعایت دقیق پروتکل‌های بهداشتی و اخلاقی برای حفظ سلامت عمومی و کیفیت گوشت انجام شود.

💡 پزشکان دامپزشک مسئولیت نظارت بر عملیات تخسیه و اطمینان از عدم انتقال بیماری‌های مشترک از حیوانات به انسان را در کشتارگاه‌ها بر عهده دارند.

💡 برخی از روش‌های علمی جدید برای تخسیه دام، با هدف کاهش استرس حیوان پیش از ذبح و بهبود کیفیت محصولات پروتئینی طراحی شده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران