تحمال
مترادفها
تحمل، صبر، شکیبایی
متضادها
بیصبری، بیتحملی
لغت نامه دهخدا
تحمال. [ ت ِ ح ِم ْ ما ] ( ع مص ) برداشتن بار را و بر خود گرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): تَحَمَّل َ الحَمالةَ تَحَمﱡلاً و تِحِمّالاً. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). رجوع به تحمل شود.