تحسر خوردن
مترادفها
افسوس خوردن، حسرت خوردن، پشیمان شدن
متضادها
شاد شدن، خرسند شدن
لغت نامه دهخدا
تحسر خوردن. [ت َ ح َس ْ س ُ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) آرمان خوردن. دریغ خوردن: و تحسر میخورد بر آنچه از او برداشتند بی رضا و ارادت او. ( تاریخ قم ص 161 ).
فرهنگ فارسی
آرمان خوردن دریغ خوردن