لغت نامه دهخدا
تحت القهوه. [ ت َ تَل ْ / تُل ْ ق َ وَ / وِ ] ( از ع، اِ مرکب ) قدری از طعام که پیش از خوردن قهوه خورند، از عالم ناشتاشکنی. ( آنندراج ). غذای اندکی که پیش از نوشیدن قهوه میخورند. ( ناظم الاطباء ). ناشتاشکنی که صبح قبل از خوردن قهوه میخوردند... ایرانیان در سابق قهوه خیلی میخوردند، اما حالا چای میخورند، از این جهت لفظ مذکور متروک شده است. ( فرهنگ نظام ):
ز تحت القهوه، خوانها آنچنان پر
که نتوان کرد مافوقش تصور.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).ز نامردی چسان مافوق این چشم عطا دارم
که می پاشد ز هم از چرخ تحت القهوه بنیادش.میرزا عبدالغنی قبول ( ایضاً ).|| خوردن طعام مذکور را نیز گویند، چنانکه گویند: شما تحت القهوه کرده اید. ( آنندراج ).