تبکاء
متضادها
خنده، خندیدن
لغت نامه دهخدا
تبکاء. [ ت َ / ت ِ] ( ع مص ) گریستن یا بسیار گریستن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
خنده، خندیدن
تبکاء. [ ت َ / ت ِ] ( ع مص ) گریستن یا بسیار گریستن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).