تبعضض

لغت نامه دهخدا

تبعضض. [ ت َ ب َ ض ُ ] ( ع مص ) گرفتن بعض مر بعض را، یقال: الغربان تتبعضض. ( منتهی الارب ). و رأیت الغربان تتبعضض؛ یعنی دیدم من زاغان را که می گرفتند بعضی مر بعضی را. ( ناظم الاطباء ).