تبجّس واژهای عربی است که در متون لغوی فارسی و عربی بهکار رفته و معنای آن روان گردیدن آب است. این واژه بیشتر برای توصیف جاری شدن آرام یا ناگهانی آب از زمین یا شکاف به کار میرود. تبجس حالتی را بیان میکند که آب پس از حبس یا نهفتگی، به جریان میافتد. در کتابهای لغوی معتبری چون اقربالموارد، منتهیالارب و ناظمالاطباء به این معنا اشاره شده است. کاربرد این واژه اغلب در توصیف پدیدههای طبیعی مانند چشمهها یا آبهای زیرزمینی دیده میشود. تبجس میتواند کنایه از آغاز حرکت و جریان یافتن چیزی نیز باشد. از نظر ساختاری، این کلمه مصدر و بیانگر خود عمل جریان یافتن است. در مجموع، تبجس به معنای جاری و روان شدن آب، بهویژه از جایی پنهان، به کار میرود.
تبجس
لغت نامه دهخدا
تبجس. [ ت َ ب َج ْ ج ُ ] ( ع مص ) روان گردیدن آب. ( ازاقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).