بیفروختن

مترادف‌ها

فروختن، بفروش، وا فروختن

لغت نامه دهخدا

بیفروختن. [ی َ ت َ ] ( مص مرکب ) افروختن. رجوع به افروختن شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران