بیضانه
مترادفها
تخمدان، بیضه
لغت نامه دهخدا
بیضانه. [ ب َ / ب ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) نشان صاحبان مناصب. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
صاحبان مناصب
جمله سازی با بیضانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در درس زیستشناسی امروز، استاد درباره ساختار دقیق بیضانه و نحوه عملکرد آن در سیستم تولیدمثل انسان توضیحات بسیار مفیدی ارائه داد.
💡 پزشک پس از انجام آزمایشهای مختلف، وضعیت سلامت بیضانه بیمار را بررسی کرد تا از عدم وجود هرگونه التهاب یا بیماری اطمینان حاصل کند.
💡 در گیاه شکوفهدار، بیضانه موجود در بخشهای مختلف گل، نقش بسیار مهمی در تولید دانههای آینده برای نسل بعدی گیاه ایفا میکند.