بیاویختن

مترادف‌ها

آمیختن، درآمیختن

متضادها

جدا کردن، گشودن، مرتب کردن

لغت نامه دهخدا

بیاویختن. [ ت َ ] ( مص ) رجوع به آویختن شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران