بی گنائی

لغت نامه دهخدا

بی گنائی. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) بیگناهی:
بجرم چه راندی مرا از در خود
گناهم نبوده ست جز بیگنائی.فرخی.و رجوع به بی گناهی شود.

منطق الطیر یعنی چه؟
منطق الطیر یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز