بکار امدگی
مترادفها
کارآمدی، بهرهوری
متضادها
بیکاری
لغت نامه دهخدا
( بکارآمدگی ) بکارآمدگی. [ ب ِ م َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) کاردانی. سزاواری: و من نیز آنچه دانستم از شهامت و بکارآمدگی تو باز نمودم. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 268 ).
فرهنگ فارسی
( بکار آمدگی ) کاردانی. سزاواری: و من نیز آنچه دانستم از شهامت و بکار آمدگی تو باز نمودم.
جمله سازی با بکار امدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی از اولویتهای اصلی و حیاتی تیم طراحی ما، افزایش سطح بکار امدگی رابط کاربری برای تمامی کاربران در سنین و سطوح مختلف دانش است.
💡 برای بررسی دقیق میزان بکار امدگی این سیستم جدید، ما باید مجموعهای از تستهای مختلف را بر روی گروههای متنوع از کاربران واقعی انجام دهیم.
💡 بهبود مستمر بکار امدگی ابزارهای آموزشی دیجیتال میتواند به طور قابل توجهی بر کیفیت یادگیری و درک مفاهیم توسط دانشآموزان در مدارس تأثیر بگذارد.