بهم برافکندن
مترادفها
پراکنده کردن، پخش کردن
لغت نامه دهخدا
بهم برافکندن. [ ب ِ هََ ب َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در جنگ و ستیز انداختن دو تن یا دو گروه را:
بهمْشان برافکنده یکبارگی
همی تاخت تاقلبگه بارگی.اسدی.
فرهنگ فارسی
در جنگ و ستیز انداختن دو تن یا دو گروه را ٠