بلهان تصویر معنی بلهان لغت نامه دهخدا بلهان. [ ] ( اِخ ) پرستار راحیل که یعقوب او را بزنی کرد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). در قاموس کتاب مقدس «بلهه » ضبط شده است. رجوع به بلهه شود. کلمات مرتبط بلاغم بنجاله ماچ دادن لابن عرق ریزان کلوم