بلعمه

مترادف‌ها

گلو، حلق

لغت نامه دهخدا

( بلعمة ) بلعمة. [ ب َ ع َ م َ ] ( ع مص ) فروبردن لقمه را. ( منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد از تاج ).

جمله سازی با بلعمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در بررسی آناتومی سیستم گوارش، مطالعه دقیق بخش بلعمه اهمیت زیادی دارد زیرا مسیر انتقال غذا از دهان به مری از این ناحیه می‌گذرد.

💡 پزشک با استفاده از ابزارهای مخصوص، وضعیت دیواره بلعمه را بررسی کرد تا از وجود هرگونه التهاب یا آسیب در این ناحیه حساس اطمینان حاصل کند.

💡 برخی بیماری‌های عفونی ممکن است مستقیماً ناحیه بلعمه را درگیر کنند و باعث ایجاد درد شدید هنگام بلعیدن غذا یا نوشیدن مایعات شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران