لغت نامه دهخدا
بلارج. [ ب َ رَ ] ( اِ )پرنده ایست که آنرا لک لک خوانند. ( برهان ) ( از آنندراج ). لقلق. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به لک لک شود.
بلارج. [ ب َ رَ ] ( اِ )پرنده ایست که آنرا لک لک خوانند. ( برهان ) ( از آنندراج ). لقلق. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به لک لک شود.
(بَ رَ ) ( اِ. ) لک لک.
= لک لک۲
لک لک.