بغضب اوردن
متضادها
آرام کردن، خشنود کردن
لغت نامه دهخدا
( بغضب آوردن ) بغضب آوردن. [ ب ِ غ َ ض َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) بخشم آوردن. خشمناک ساختن و رجوع به غضب شود.
فرهنگ فارسی
( بغضب آوردن ) بخشم آوردن. خشمناک ساختن
آرام کردن، خشنود کردن
( بغضب آوردن ) بغضب آوردن. [ ب ِ غ َ ض َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) بخشم آوردن. خشمناک ساختن و رجوع به غضب شود.
( بغضب آوردن ) بخشم آوردن. خشمناک ساختن