لغت نامه دهخدا
بستیناج. [ ب َ ] ( معرب، اِ ). رجوع به بستیباج شود.
بستیناج. [ ب َ ] ( معرب، اِ ). رجوع به بستیباج شود.
گیاهی خاردار، با برگ های ریز و خشن، گل های سفید یا آبی رنگ، و شاخه های کوتاه که از شاخه های نازک آن خلال دندان درست می کنند، خلال مکه.