برگستردن
مترادفها
برگرداندن، بازگرداندن
متضادها
پیش رفتن
لغت نامه دهخدا
برگستردن. [ ب َ گ ُ ت َ دَ ]( مص مرکب ) پهن کردن. گستردن. رجوع به گستردن شود.
برگرداندن، بازگرداندن
پیش رفتن
برگستردن. [ ب َ گ ُ ت َ دَ ]( مص مرکب ) پهن کردن. گستردن. رجوع به گستردن شود.