برپاشیدن

لغت نامه دهخدا

برپاشیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) پاشیدن:
گر سرکه چکاندت کسی بر ریش
برپاش تو بر جراحتش پلپل.ناصرخسرو.رجوع به پاشیدن شود.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
قرمساق یعنی چه؟
قرمساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز