برجهانیدن

لغت نامه دهخدا

برجهانیدن. [ ب َ ج َ دَ ] ( مص مرکب ) جهانیدن. باعث برجهیدن گشتن. ( ناظم الاطباء ). برخیزانیدن. ( آنندراج ). بجستن داشتن. ایثاب. ( المصادر ) ( منتهی الارب ). انزاء. ( منتهی الارب ). رجوع به جهانیدن شود.

فرهنگ فارسی

جهانیدن باعث برجهیدن گشتن.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز