بر اکندن
مترادفها
انداختن، افکندن
لغت نامه دهخدا
( برآکندن ) برآکندن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انباشتن. پر کردن. ممتلی ساختن. رجوع به آکندن شود.
فرهنگ فارسی
( بر آکندن ) انباشتن پر کردن.
انداختن، افکندن
( برآکندن ) برآکندن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انباشتن. پر کردن. ممتلی ساختن. رجوع به آکندن شود.
( بر آکندن ) انباشتن پر کردن.