بذاره
مترادفها
کاشتن، بذر پاشیدن
متضادها
برداشت، دروید
لغت نامه دهخدا
( بذارة ) بذارة. [ ب َ رَ ] ( ع مص ) فاش کننده راز گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
فاش کننده راز گردیدن.
کاشتن، بذر پاشیدن
برداشت، دروید
( بذارة ) بذارة. [ ب َ رَ ] ( ع مص ) فاش کننده راز گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ).
فاش کننده راز گردیدن.