واژه «بدخصلت» در زبان فارسی به فردی گفته میشود که دارای ویژگیهای اخلاقی ناپسند، رفتارهای نادرست و صفات منفی درونی باشد. این واژه از ترکیب «بد» به معنای ناپسند و «خصلت» به معنای ویژگی و صفت اخلاقی ساخته شده است و در مجموع به کسی اشاره دارد که ذات و رفتار او با خوبی، صداقت و انسانیت سازگار نیست. بدخصلت بودن معمولاً به مجموعهای از رفتارها مانند بدرفتاری با دیگران، بیانصافی، بدگویی، آزار رساندن یا نداشتن روحیه مهربانی و همکاری اشاره میکند. چنین فردی ممکن است در برخوردهای اجتماعی خود موجب ناراحتی، تنش یا بیاعتمادی در میان اطرافیان شود. این واژه بیشتر برای توصیف ویژگیهای پایدار اخلاقی به کار میرود، نه رفتارهای لحظهای یا گذرا، زیرا خصلت به معنای صفت درونی و نسبتاً ثابت انسان است. در گفتار روزمره، وقتی کسی بدخصلت خوانده میشود، منظور این است که او به طور کلی دارای رفتاری منفی و ناپسند است که در موقعیتهای مختلف تکرار میشود. این اصطلاح بار معنایی انتقادی دارد و برای بیان نارضایتی از شخصیت یا رفتار فرد به کار میرود. در ادبیات فارسی نیز گاهی از این واژه برای توصیف شخصیتهای منفی یا هشدار درباره پیامدهای اخلاق ناپسند استفاده شده است. بنابراین، «بدخصلت» به فردی گفته میشود که دارای صفات اخلاقی نامطلوب و رفتاری ناپسند و تکرارشونده است که او را از نظر اخلاقی در جایگاه منفی قرار میدهد.
بدخصلت
لغت نامه دهخدا
بدخصلت. [ ب َ خ ِ ل َ ] ( ص مرکب )بدخصال. بدطبیعت. بدحالت. بدصفات. ( ناظم الاطباء ).