بخشایدن

مترادف‌ها

بخشیدن، گذشت کردن

متضادها

گرفتن، بازپس گرفتن، تنبیه کردن، مجازات کردن، محروم کردن

لغت نامه دهخدا

بخشایدن. [ ب َی ِ دَ ] ( مص ) ترحم کردن و بخشیدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ترحم کردن و بخشیدن.

جمله سازی با بخشایدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با وجود تمام اشتباهاتی که در حق او شده بود، تصمیم گرفت با بزرگواری تمام آن‌ها را ببخشد و مسیر زندگی خود را با آرامش و بدون کینه ادامه دهد.

💡 در فرهنگ‌های مختلف، توانایی بخشیدن دیگران و رها کردن کینه‌های قدیمی، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بلوغ روحی و قدرت شخصیت یک انسان مترقی و بسیار دانا محسوب می‌شود.

💡 اگر بخواهیم در جامعه‌ای با صلح و دوستی واقعی زندگی کنیم، باید یاد بگیریم که چگونه اشتباهات گذشته را بخشایدن و بر روی ساختن آینده‌ای روشن تمرکز کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران