لغت نامه دهخدا
باوحشت. [ وَ ش َ ] ( ص مرکب ) وحشت آور. خوفناک:
گر آن شبهای باوحشت نبودی
نمیدانست سعدی قدر امروز.سعدی ( طیبات ).و رجوع به وحشت شود.
باوحشت. [ وَ ش َ ] ( ص مرکب ) وحشت آور. خوفناک:
گر آن شبهای باوحشت نبودی
نمیدانست سعدی قدر امروز.سعدی ( طیبات ).و رجوع به وحشت شود.