باضه
مترادفها
جوش، دمل، آبله
لغت نامه دهخدا
( باضة ) باضة. [ ض ْ ض َ ] ( ع ص، اِ ) زن تنک پوست آگنده گوشت. ( منتهی الارب ). زن لطیف پوست سپید اندام که خون او از پوست نمایان شود. ( از تاج العروس ).
جوش، دمل، آبله
( باضة ) باضة. [ ض ْ ض َ ] ( ع ص، اِ ) زن تنک پوست آگنده گوشت. ( منتهی الارب ). زن لطیف پوست سپید اندام که خون او از پوست نمایان شود. ( از تاج العروس ).