باشنگان تصویر معنی باشنگان لغت نامه دهخدا باشنگان. [ ش َ ] ( اِ ) خربزه زار. ( آنندراج ). فالیز خربوزه. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ عمید پالیز، جالیز، زمینی که در آن خیار، خربزه، و مانندِ آن ها کاشته باشند. کلمات مرتبط فقوص حزاءه کرارزه تارنگ باخیزان فرزنگ