بازپرانیدن
مترادفها
دوباره پراکندن
متضادها
جمع کردن، گردآوری کردن
لغت نامه دهخدا
بازپرانیدن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) بازپراندن. رجوع به بازپراندن شود.
دوباره پراکندن
جمع کردن، گردآوری کردن
بازپرانیدن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) بازپراندن. رجوع به بازپراندن شود.