باروط تصویر معنی باروط لغت نامه دهخدا باروط. ( اِ ) باروت. بارو. بارود. رجوع به کلمات مذکور شود. کلمات مرتبط باروط اغاجی مطایبات سترلاب جارات اصفعد ربلات