لغت نامه دهخدا
باربندی کردن. [ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بارها را آماده برای حمل و نقل کردن. || در تداول عوام، پرخوری کردن.
باربندی کردن. [ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بارها را آماده برای حمل و نقل کردن. || در تداول عوام، پرخوری کردن.
بار ها را آماده حمل کردن