ایین بندی

مترادف‌ها

آیین‌نامه، مقررات، ضوابط، قواعد

متضادها

بی‌نظمی، آشفتگی

لغت نامه دهخدا

( آیین بندی ) آیین بندی. [ ن َ / ن ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) آذین شهر.شهرآرای هنگام قدوم شاهی یا بزرگی یا جشن و سوری.

فرهنگ معین

( آیین بندی ) (بَ ) (حامص. )آراستن شهر هنگام جشن و شادمانی یا برای ورود شخص بزرگی.

فرهنگ عمید

( آیین بندی ) = آذین بندی

فرهنگ فارسی

( آیین بندی ) ( اسم ) آذین شهر شهر آرای هنگام قدوم شاهی یا بزرگی یا پیش آمدن جشن و سوری.

کلمات مرتبط