ایین بندی

مترادف‌ها

آیین‌نامه، مقررات، ضوابط، قواعد

متضادها

بی‌نظمی، آشفتگی

لغت نامه دهخدا

( آیین بندی ) آیین بندی. [ ن َ / ن ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) آذین شهر.شهرآرای هنگام قدوم شاهی یا بزرگی یا جشن و سوری.

فرهنگ معین

( آیین بندی ) (بَ ) (حامص. )آراستن شهر هنگام جشن و شادمانی یا برای ورود شخص بزرگی.

فرهنگ عمید

( آیین بندی ) = آذین بندی

فرهنگ فارسی

( آیین بندی ) ( اسم ) آذین شهر شهر آرای هنگام قدوم شاهی یا بزرگی یا پیش آمدن جشن و سوری.

جمله سازی با ایین بندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای جلوگیری از بروز هرگونه هرج‌ومرج در سازمان، مدیریت تصمیم گرفت تمامی قوانین و مقررات داخلی را با دقت بسیار زیاد و بر اساس استانداردهای جهانی دوباره آیین‌بندی کند.

💡 دولت تلاش می‌کند تا با آیین‌بندی دقیق حقوق و وظایف شهروندان در قانون اساسی، عدالت اجتماعی را برای تمامی طبقات مختلف جامعه فراهم آورد و نظم عمومی را حفظ نماید.

💡 فرآیند آیین‌بندی پروتکل‌های امنیتی در فرودگاه‌های بین‌المللی نیازمند همکاری نزدیک میان نهادهای مختلف و رعایت دقیق تمامی جزئیات فنی برای تضمین امنیت مسافران و پروازها است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران