اصطرار

لغت نامه دهخدا

اصطرار. [ اِ طِ ] ( ع مص ) اصطرار سُم؛ سخت تنگ بودن آن. ( از اقرب الموارد ). تنگ بودن سم. ( قطر المحیط ). تنگ بودن یا ترنجیده بودن سم. ( ازمنتهی الارب ). تنگ شدن سم ستور. ( زوزنی ). تنگ شدن سم. ( تاج المصادر بیهقی ). تنگ شدن سنب. || فریاد کردن: جاء یصطر؛ ای یصخب. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

اصطرار سم. سخت تنگ بودن آن تنگ بودن سم. تنگ بودن یا ترنجیده بودن سم.

بیاتریس یعنی چه؟
بیاتریس یعنی چه؟
قاش یعنی چه؟
قاش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز