اش کشکی
واژه «آش کشکی» در زبان فارسی یک ترکیب عامیانه و توصیفی است که در متون لغوی و کاربردهای محاورهای معنای آن فراتر از معنای ظاهری یک غذای ساده بوده و در برخی بافتها بار کنایی و استعاری پیدا کرده است. در معنای نخست، «آش کشکی» به نوعی آش اشاره دارد که در تهیه آن از کشک استفاده میشود و کشک یکی از مواد اصلی یا طعمدهنده آن به شمار میآید و نقش مهمی در مزه و هویت این غذا دارد. در معنای دیگر، «آش کشکی» در کاربرد قدیمی و عامیانه به صورت کنایی به معنای «آشکشکفروش» به کار رفته است و به شخص یا موقعیتی اشاره دارد که با فروش یا عرضه آشکشک مرتبط است. در برخی کاربردهای محاورهای، این واژه به صورت استعاری برای توصیف فردی به کار رفته که وضعیت ظاهری یا رفتاری او نامنظم و آشفته تلقی میشود و در این زمینه بار طعنهآمیز پیدا میکند. همچنین در برخی استعمالهای عامیانه، از این ترکیب برای اشاره به فردی استفاده شده است که از نظر اجتماعی یا رفتاری چندان منظم و جدی به نظر نمیرسد. این تغییر معنایی نشان میدهد که واژه از یک ترکیب صرفاً غذایی به تدریج وارد حوزه زبان کنایی و اصطلاحات محاورهای شده است. از دیدگاه زبانشناسی، چنین دگرگونی معنایی در واژهها امری طبیعی است که معمولاً در نتیجه کاربردهای فرهنگی و گفتاری در طول زمان شکل میگیرد. به طور کلی، «آش کشکی» در معنای اصلی به غذای حاوی کشک اشاره دارد و در کاربردهای کنایی میتواند به شخص یا وضعیتی آشفته، غیرمنظم یا کماعتبار از نظر رفتاری نیز اطلاق شود.
لغت نامه دهخدا
( آش کشکی ) آش کشکی. [ ش ِ ک َ کی ] ( ص نسبی ) آش ِکشک فروش. || آلوده به آش کشک. || در تداول خانگی، بی سروپا.
فرهنگ فارسی
( آش کشکی ) آش کشک فروش بی سرو پا
جمله سازی با اش کشکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فرهنگ غذایی مناطق مختلف ایران، اش کشکی یکی از محبوبترین و سنتیترین غذاهایی است که با استفاده از کشک محلی و سبزیجات تازه تهیه میشود.
💡 مادربزرگ من همیشه در روزهای بارانی و سرد زمستان، یک قابلمه بزرگ اش کشکی داغ با نعنای خشک شده آماده میکرد تا همه دور هم جمع شویم.
💡 برای تهیه یک اش کشکی اصیل و لذیذ، باید حتماً از کشک باکیفیت و سبزیجات تازه کوهی استفاده کرد تا طعم آن به درستی به خورد مشتری برود.