استقضاض
مترادفها
بیدار کردن، هوشیار کردن
متضادها
خواب، غفلت
لغت نامه دهخدا
استقضاض. [ اِ ت ِ] ( ع مص ) سنگریزه ناک شدن جای. || درشت یافتن خوابگاه فلان. ( تاج المصادر بیهقی ). درشت آمدن.
بیدار کردن، هوشیار کردن
خواب، غفلت
استقضاض. [ اِ ت ِ] ( ع مص ) سنگریزه ناک شدن جای. || درشت یافتن خوابگاه فلان. ( تاج المصادر بیهقی ). درشت آمدن.