ایقاف

مترادف‌ها

توقف، بازایستادن، قطع

متضادها

شروع، تداوم، استمرار، حرکت

لغت نامه دهخدا

ایقاف. ( ع مص ) ( از «وق ف » ) ایستادن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || بازایستادن از کاری. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ناظم الاطباء ). || وقف کردن بر مساکین چیزی را. || خاموش بودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران