لغت نامه دهخدا
ایغده. [ اَ غ ُ دَ / اِ ] ( ص ) سبکسار بیهوده گوی. ( برهان ) ( انجمن آرا )( آنندراج ) ( مؤید الفضلا ) ( صحاح الفرس ):
تا نباشد ایغده مانند خاموش و صبور
تا هده نبود به نزد هیچکس چون بیهده
باد در حکمش هده هر بیهده کارد سپهر
دشمنش خوار و خجل دایم بسان ایغده.شمس فخری.