ایستگی

مترادف‌ها

پایداری، استواری، ایستادگی، ثبات

متضادها

نشستن، لرزش، سقوط

لغت نامه دهخدا

ایستگی. [ ت ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عقیلی شهرستان شوشتر، دارای 300 تن سکنه. آب آن از رودخانه کارون و محصول آن غلات، پنبه و شلتوک است. ساکنین از طایفه چهارلنگ بختیاری هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان عقیلی شهرستان شوشتر

کلمات مرتبط