فرهنگ معین
(زُ ) [ انگ. ] (اِ. ) کناره گیری، کناره خواهی. در اصطلاح سیاسی نظریه ای که نداشتن رابطة نزدیک با ملت های دیگر را راه بهتری برای حفظ منافع ملی می شمارد.
(زُ ) [ انگ. ] (اِ. ) کناره گیری، کناره خواهی. در اصطلاح سیاسی نظریه ای که نداشتن رابطة نزدیک با ملت های دیگر را راه بهتری برای حفظ منافع ملی می شمارد.
کناره گیری، کناره خواهی. در اصطلاح سیاسی نظریهای که نداشتن رابطة نزدیک با ملتهای دیگر را راه بهتری برای حفظ منافع ملی میشمارد.