اکتظاظ

مترادف‌ها

ازدحام، شلوغی

متضادها

خلوت، تهی، کمبود

لغت نامه دهخدا

اکتظاظ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) رنجور گردیدن از امتلای طعام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || پر شدن شکم. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پر شدن شکم از طعام به حدی که شخص توانایی نفس کشیدن نداشته باشد. ( از اقرب الموارد ). || پر شدن وادی از سیل. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( مؤید الفضلاء ). || پر شدن جامع ( مسجد بزرگ ) از مردم. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با اکتظاظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 علت اصلی بروز مشکلات در سیستم حمل و نقل عمومی شهر، اکتظاظ بیش از حد مسافران در خطوط مترو و اتوبوس‌ها در ساعت‌های پیک ترافیک است.

💡 سازمان‌های بهداشت باید با بررسی دقیق وضعیت بهداشت عمومی، از بروز بیماری‌های واگیردار در مکان‌هایی که دچار اکتظاظ جمعیت هستند، جلوگیری لازم را به عمل آورند.

💡 مدیریت صحیح منابع انسانی و توزیع عادلانه نیروها می‌تواند از اکتظاظ بی مورد در برخی بخش‌های اداری و کمبود شدید نیروی متخصص در بخش‌های دیگر جلوگیری کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران