اژیرنده
مترادفها
هشداردهنده
لغت نامه دهخدا
( آژیرنده ) آژیرنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) آگاهاننده.
فرهنگ معین
( آژیرنده ) (رَ دِ ) (ص فا. ) آگاه کننده.
فرهنگ عمید
( آژیرنده ) آگاه کننده.
هشداردهنده
( آژیرنده ) آژیرنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) آگاهاننده.
( آژیرنده ) (رَ دِ ) (ص فا. ) آگاه کننده.
( آژیرنده ) آگاه کننده.