لغت نامه دهخدا
اومادا. [ اَ ] ( یونانی، اِ ) عصاره ٔقثاءالحمار است که خیار زه سپند باشد و آن رستنیی است مانند کبر لیکن خار ندارد و آنرا میگیرند و میفشارند و در ظرفی کرده خشک میکنند و بعد از آن قرصها میسازند و گرم و خشک است در سیم. ( برهان ) ( آنندراج ).