اهیاج
مترادفها
هیجان، برانگیختگی، شور، جوشش
لغت نامه دهخدا
اهیاج. [ اِ ] ( ع مص ) خشک گیاه و یا زردگیاه یافتن زمین را. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
هیجان، برانگیختگی، شور، جوشش
اهیاج. [ اِ ] ( ع مص ) خشک گیاه و یا زردگیاه یافتن زمین را. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).