انگندن تصویر معنی انگندن مترادفها کاشتن، نهادن، القا کردن متضادها کندن، برداشتن لغت نامه دهخدا ( آنگندن ) آنگندن. [ گ َ دَ ] ( مص ) آکندن. پر ساختن. انباشتن.انگندن. [ اَ گ َ دَ ] ( مص ) آگندن. پر کردن. ( آنندراج ). رجوع به آگندن شود. کلمات مرتبط انگیدن درانباشتن گلودن بینباشتن اغندن